الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
360
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
2 . مصنّف عبد الرزاق : از ثورى از عيسى بن مغيره ، گفت : شورشگرى در خراسان با شمشير خروج كرد . دربارهء او به عمر بن عبد العزيز نوشتند و او نوشت : اگر زخمى كرده ، زخمىاش كنيد و اگر كسى را كشته او را بكشيد و گرنه وى را به زندان بسپريد و خانوادهء او را در نزديكىاش قرار دهيد تا از نظر فاسدش ، توبه كند . « 1 » 3 . ابو القاسم بصرى : اگر كسى در بلد يا خارج آن به محاربه دست زند ، و پيش از توبه دستگير شود ، حدّ محاربه بر وى جارى مىشود . حدّ محاربه يا قتل است يا به دارآويختن يا قطع دست و پاى برعكس يا زدن و تبعيد و حبس . حدّ محارب به رأى حاكم بستگى دارد ؛ اگر خواست مىكشد ، اگر خواست دست راست و پاى چپش را قطع مىكند و اگر خواست او را مىزند و حبس مىكند ؛ اين كار را نسبت به او انجام مىدهد و به شهرى غير از شهر خودش تبعيد مىكند و در آنجا او را حبس مىسازد تا توبهاش قطعى شود . حاكم مىتواند او را بكشد ، گرچه محارب كسى را نكشته باشد ، البته اگر حاكم بدين نظر و رأى برسد كه بايد او كشته شود . « 2 » 4 . ابو يعلى حنفى : و امّا جنگ با محاربان . . . جنگ با آنها و جنگ با اهل بغى از پنج جهت فرق دارد : . . . چهارم اينكه ، جايز است حبس اسيران آنها براى مشخص شدن حالشان . ولى حبس هيچيك از اهل بغى جايز نيست . « 3 » 5 . قرافى : جنگ با آنان با جنگ با محاربان در پنج چيز فرق دارد : جايز است حبس اسيران آنها ، تا حالشان معلوم شود . « 4 » قائلان به غير حبس 1 . ماوردى : أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ . اهل تفسير در اين مورد چهار قول ابراز كردهاند : اوّل ، قول مالك بن انس ، حسن ، قتاده و زهرى است كه مىگويند : نفى ، يعنى تبعيد آنها از سرزمين اسلام به سرزمين كفر ؛ دوم ، قول عمر بن عبد العزيز و سعيد بن جبير است كه مىگويند : نفى ، يعنى اخراج آنها از شهرى به شهر ديگر ؛ سوم ، قول ابو حنيفه و مالك كه مىگويند : نفى ، يعنى حبس ؛ چهارم ، قول ابن عباس و شافعى كه مىگويند : نفى ، يعنى
--> ( 1 ) . ج 10 ، ص 118 ، ح 18576 . ( 2 ) . تفريع ، ج 2 ، ص 232 . ( 3 ) . احكام السلطانيه ، ص 58 . ( 4 ) . فروق ، ج 4 ، ص 171 .